►دنــیآی شِعــر و اَدَب ◄



در غروب دلتنگی

آهسته بیا

این کوچه های تنگ

مردمانش ، تنگ نظرند

تاريخ چهارشنبه 31 تير 1394سـاعت 20:42 نويسنده 【راویس】♦

بودم و… هستم و… شاید که نباشم دیگر…!

بی تو بودن شده دردی ز عذابی بدتر…

“روسری سر کن و نگذار که در حومه ی شهر؛ مردگان شایعه سازند، به پا شد محشر…!”

از منِ عاشقِ دیوانه چرا دل کندی؟ چه کسی از منِ بیچاره تو دیدی بهتر؟

حسین حیدری



ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ چهارشنبه 20 خرداد 1394سـاعت 20:39 نويسنده 【راویس】♦

شاید آن روز که سهراب نوشت:

تا شقایق هست زندگی باید کرد….

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت….

باید اینطور نوشت:

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک ویاس!

زندگی اجباریست!

زندگی در گرو خاطره هاست!

خاطره در گرو فاصله هاست!

فاصله تلخ ترین خاطره هاست!!!

شکفتن گل رز صورتی قطره آبی
تاريخ يکشنبه 10 خرداد 1394سـاعت 14:38 نويسنده 【راویس】♦
miss-o